ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
67
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كسانى كه عثمان را دفن كردند ، و هنگام دفن او ، كسانى كه جسد او را جمع كردند و كسى كه بر او نماز گزارد و كسى كه در گور او وارد شد و كسانى كه او را تشييع كردند و محل دفن او واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم تيمى ، از پدرش ، از عبد اللَّه بن نيار اسلمى ، از پدرش نقل مىكند * چون معاويه به حج آمد به خانههاى قبيلهء اسلم نگريست كه دريچههاى خود را در بازار گشوده بودند . گفت : خانههاى اينها را تاريك كنيد ( جلو آن ديوار بكشيد . ) كه خداوند گورهايشان را تاريك كند . اينها قاتلان عثمان هستند . نيار بن مكرم مىگويد ، من پيش معاويه رفتم و گفتم : خانهء من بايد بر من تاريك شود و حال آنكه من يكى از چهار نفرى هستم كه جسد امير مؤمنان عثمان را جمع كرديم و بر او نماز گزارديم و دفنش كرديم ، معاويه مرا شناخت و گفت : مقابل دريچههاى خانهء مرا ديوار نكشند . گويد : آن گاه مرا به تنهايى و در خلوت خواست و پرسيد جسد عثمان را چه وقت برداشتيد و چه هنگام او را دفن كرديد و چه كسى بر او نماز گزارد ؟ گفتم : شب شنبه ميان نماز مغرب و عشا من و جبير بن مطعم و حكيم بن حزام و ابو جهم بن حذيفه عدوى او را جمع كرديم و جبير بن مطعم بر او نماز گزارد ، معاويه او را تصديق كرد . گويد : همانها هم در گور عثمان وارد شده بودند . واقدى از عبد الرحمن بن ابى الزناد ، از محمد بن يوسف نقل مىكند * همان شب نائلة دختر فرافصه در حالى كه جلو و پشت پيراهن خود را دريده بود و فرياد مىكشيد : اى واى بر امير مؤمنان ، چراغى به دست گرفته و از خانه بيرون آمد ، جبير بن مطعم به او گفت : چراغ را خاموش كن كه متوجه ما نشوند زيرا مىترسم شورشيان كه بر در خانهاند هجوم آورند ، او چراغ را خاموش كرد و با جسد عثمان خود را به بقيع رساندند ، آن جا جبير بن مطعم بر او نماز گزارد و حكيم بن حزام و ابو جهم بن حذيفه و نيار بن مكرم اسلمى هم پشت سرش ايستادند و نائله دختر فرافصة و ام البنين دختر عيينة همسران عثمان هم همراهشان بودند ، نيار بن مكرم و ابو جهم بن حذيفة و جبير بن مطعم وارد گور شدند و حكيم بن حزام و نائله و ام البنين جسد را وارد گور كردند و براى او لحد ساختند و خشت چيدند و اثر گورش را محو كردند و باز گشتند و پراكنده شدند .